به پایگاه اطلاع رسانی گروه جهادي رضوان خوش آمدید اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
دوشنبه ۱۵ شهريور ۱۳۸۹
  
 
 
 جستجو  
 عضویت در خبرنامه  
  


 
     ياداشتهاي ويژه:  
 
 
مومن تکنوکرات
  کد مطلب: 21
تاريخ: چهارشنبه ۲۶ فروردين ۱۳۸۸
يادداشت: روحيه جهادي منشأ كم‏توقعي، پركاري، استقامت، بردباري و گذشت است. اين روحيه انسان را به سوي عمل خالص براي خدا هدايت مي‏كند. خلأ روحيه جهادي يك خلأ مشهود است. اين خلأ منشأ بدرفتاري‏هاي بسياري شده‏است. فقدان اين روحيه كم‏طاقتي و كم تحملي را سبب مي‏شود. اين شيوه تربيتي ما را از اين روحيه و مؤلفه‏هايش خالي مي‏كند.
 
 
 

تربيت جهادي


اگر به منحني تربيتي در خانواده‏ها و جامعه‏مان نگاهي كنيم؛ از همان ابتدا كه فرزند در خانواده متولد مي‏شود در كودكي اهتمام پدر و مادر بر تغذيه و وسايل بازي و سرگرمي اوست. فرزند در چنين خانواده‏اي خودكفا و خوداتكا نيست و كاملاً به پدر و مادر خود وابسته است. پدر و مادر هم كاملاً در خدمت فرزند هستند و نگاه او هم به والدين يك نگاه طلبكارانه است. در دوره راهنمايي و دبيرستان تمام انرژي نظام آموزشي صرف بعد علمي دانش‏آموز مي‏شود. پدر و مادر هم مي‏خواهند كه فرزندشان بهترين نمره و رتبه را كسب كند. رؤيا و آرزوي‏شان اين است كه فرزندشان در يك دانشگاه مطرح پذيرفته شود. در اين شرايط چنين دانشجويي اگر در دانشگاه دچار آلودگي اخلاقي نشود-كه بسياري از اين موضع دچار آسيب و آلودگي مي‏شوند-دانشجويي مي‏شود كه خوب درس مي‏خواند، واحدهايش را پاس مي‏كند و همتش را صرف اين مي‏كند كه در رشته‏اش بهترين نمره را داشته باشد.


يك دانشجوي اينچنيني كه يك رويكرد آموزشي صرف دارد، مغرور است. از مردم، از جامعه و از نظام طلبكار است. تصورش اين است كه چون بهترين نمره و رتبه را دارد پس بيشتر هم حق دارد و همه بايد به او توجه كنند. اگر كيفيت غذايش كمي بد بود حق دارد كه اعتراض و تحصن كند. اگر كاستي ناچيزي داشته باشد حق دارد كه آشوب راه بياندازد. مجموعه‏اي از حقوق نابه‏جا براي خودش متصور است.  اين دانشجو با چنين طرز فكر و نگاهي كه به مسائل دارد فارغ‏التحصيل مي‏شود و وارد جامعه و بدنه اجرايي كشور مي‏شود.


ما با دست خودمان(خانواده، نظام آموزشي-تربيتي و جامعه) كساني را تربيت كرده‏ايم و پرورش داده‏ايم كه افرادي دنياطلب، بي‏همت، بي‏اراده، تكنوكرات و غيرمؤمن به معناي واقعي كلمه هستند. و اين در آينده‏اي نزديك بسيار خطرآفرين است. كسي كه طبق اين منحني رشد پيدا كرده است، فاقد فرهنگ و روحيه جهادي است. آنچه براي او اهميت دارد فرصت است نه خدمت. به همين دليل هنگامي‏كه در جايي مشغول مي‏شود به دنبال فرصت بالاتر است و چون تربيت درستي هم نشده است حاضر است براي تصاحب مدارج بالاتر دست به هر كاري بزند. اين آسيب در حال حاضر هم وجود دارد. متأسفانه افراد بسيجي هم گرفتار اين منحني تربيتي هستند و به تبع آن دچار اين مشكلات شده‏اند.


روحيه جهادي


روحيه جهادي منشأ كم‏توقعي، پركاري، استقامت، بردباري و گذشت است. اين روحيه انسان را به سوي عمل خالص براي خدا هدايت مي‏كند.


خلأ روحيه جهادي يك خلأ مشهود است. اين خلأ منشأ بدرفتاري‏هاي بسياري شده‏است. فقدان اين روحيه كم‏طاقتي و كم تحملي را سبب مي‏شود. اين شيوه تربيتي ما را از اين روحيه و مؤلفه‏هايش خالي مي‏كند.


چرا روحيه جهادي را از ما گرفته‏اند؟


زماني كه روند غرب‏گرايي در كشور آغاز شد و «جنگ فقر و غنا» جاي خود را به افزايش رفاه داد، كارگزاران دولتي روحيه جهادي را مزاحم كار خود ديدند و سعي بر استحاله و از بين بردن آن كردند. بخشي از اين رويكرد از روي غفلت و جهل بود و بخشي هم به سبب نفوذ. بخشي هم از خوش‏خيالي كارگزاران دولتي استفاده كردند. اين روند هم ادامه داشت و دارد. حذف نهادي همچون امور تربيتي در آموزش و پرورش و يا جهادسازندگي در ساختار دولت از نشانه‏هاي مقابله با تفكر و روحيه جهادي بود. تلاشي كه موجب از بين رفتن ريشه‏هاي چنين تفكري بود. ترميم و نوسازي اين نوع تربيت نيازمند زماني طولاني خواهد بود. هم‏اكنون ما در تربيت نيروي هم‏تراز با ارزش‏هاي انقلاب بحران داريم، نيرويي كه بتواند در آينده، كشور را مديريت كند. فرهنگ جهادي بايد به نسل جوان تزريق بشود. بايد آنها را با روحيه جهادي تربيت كنيم. كساني که اهل فعاليت و مبارزه در شرايط سخت باشند. كساني كه سختي شرايط كار خللي در انگيزه و اراده آنها نداشته باشد. حاصل اين مي‏شود كساني كه در لحظات حساس و سرنوشت ساز حضور پيدا مي‏كنند. معناي اين سخن اين نيست كه به زندگي و درس نپردازي، كسي كه روحيه جهادي داشته باشد همه كارها را مي‏تواند با هم انجام دهد. مخصوصاً اگر جوان باشد؛ كه روحيه جواني مي‏تواند كوه را جا به جا كند.


امروز بايد اقناع‏ كنيم


يك روزي ما درگير جنگ نظامي بوديم، لازمه‏اش اطاعت‏ و تبعيت محض بود. نيازي به كار اقناعي نبود. امروز كه درگير جنگ سياسي-فرهنگي هستيم بايد كار «اقناع‏سازي» انجام بگيرد. اقناع‏سازي يعني طرف مقابل بايد شما را به عنوان الگو بپذيرد، به عنوان يك مرجع فكري به شما اعتقاد پيدا كند و به سخن شما گوش دهد. اگر همه اين شرايط فراهم بود بايد او را قانع كني. امروز اين خلأ وجود دارد. يعني ما توان اقناع ديگران را نداريم. توقع داريم هنگامي كه حرفي مي‏زنيم، همه بپذيرند.


كار ديگري كه ما بايد انجام دهيم اعتماد به نيروهايمان است. بايد به آنها جرأت و جسارت بدهيم. به آنها حسن ظن داشته باشيم. زود به نيروهايمان برچسب سياسي نزنيم. و اين فكر  که»هركس با ما نيست عليه ماست« را نداشته باشيم.


بحران ما، بحران تربيت است. اگر نيروهاي نفوذي در انقلاب اجازه بدهند، دهه چهارم دهه عمق‏بخشي ارزش‏ها و اصول انقلاب باشد و براي حل بحران تربيت گام برداريم.


دهه پيشرفت و عدالت


پيشرفتي كه مقام معظم رهبري فرمودند پيشرفت همراه با شاخصه »عدالت« است. شاخصه عدالت يعني روحيه جهادي، يعني آرمانخواهي، يعني مطالبه‏گري. كسي مي تواند اينگونه باشد كه مباني معرفتي‏اش محكم و بصيرتش قوي باشد.


پيشرفت با توسعه متفاوت است. پيشرفت يعني راه‏ ميان‏بُر با سرعت زياد، با اين جهت‏گيري‏ها كه ذكر شد. حاصل اين نوع پيشرفت مي‏شود حل بحران تربيتي.


محروميت‏زدايي را فرهنگ كنيم


اگر هر يك از گروه‏هاي جهادي يك منطقه محروم را شناسايي كنند و علاوه بر زمينه عمراني، در زمينه‏هاي مختلف ديگر(فرهنگي، علمي، اشتغال‏زايي و ...) به اين مناطق كمك كنند؛ محروميت‏زدايي به عنوان يك سير مدوام به يك فرهنگ تبديل مي‏شود. مردم اين مناطق سريع‏تر و آسان‏تر اين روحيه جهادي را مي‏فهمند. آنها اگر داراي روحيه و فرهنگ جهادي شوند، محكم‏تر و پايدارتر خواهند بود.


نویسنده: دکتر رضا سراج رياست سازمان بسيج دانشجويي


به نقل از: نشریه هجر (ویژه نامه اولین همایش تخصصی حرکتهای جهادی) 


 
     
 
 
      ديدگاهها:  
 

پست الکترونيک:



حروف عکس را با رعایت بزرگ و کوچکی حروف تایپ کنید

 
بازگشت

info[at]Rezvaan.com Copyright All right Reserved